يادداشتهاي يك طبيب

مدت زيادی گذشته....

خیلی وقته اینجا نیومدم....

اما حالا ... حالا که احساس میکنم دارم از پا میافتم... الان که حس میکنم به رفتنم دارم نزدیک میشم.... میخوام بنویسم....  اینجا خونه‌ گمنام  منه

میام

دوباره میام

...



آمدم

خوب ... مبارزه ای را که با مافيای سياسی-پزشکی شروع کرده بودم برای خودم تا حدی پايان يافته ميدانم.

از اين به بعد هم ميخوام براتون مطالب علمی اينجا بگذارم.

...



اوغور بخير آق وزيررررررررررررررررررر

هرجوری که ميخوايد فکر کنيد .... بدتون مياد؟ خوب بياد...

اينکه احمدی نژاد رئيس جمهور شد واسه من مايه اميد شده. نه ..نه... از باب منافع نميگم.

 از اين جهت که اين حيوونايی که ۸ ساله تو وزارت بهداشت اطراق کرده بودند ديگه جل و پلاسشون جمع ميشه.....

بخدا تصور اينکه پزشکيان قلدر و بی تربيت رو از کار بردارن خيلی تصوير خيال انگيزيه...   نه؟

::: تذکاريه: هوووی.... عمو.. بخاطر يه دسمال قيصريه رو که آتيش نميزنن

جواب: ما خيلی وقته سوختيم. بزا دسماله هم بسوزه 

...



کی تو خونه کی کار ميکرده ؟!

حبيب خواننده==== پزشكيان

آقا ميگم اين پزشكيان يه خورده شكل اين حبيب خواننده نيست؟

...



 

موجب بسی مسرت است که آفتاب عمر دولت مستدام بر لب بام است و يخ ژستهای شايسته سالاری در حال آب شدن و ماه عسل هشت ساله که موجبات پارگی رعايای مملکت را فراهم آورده بود در حال اتمام. اما بعد.... شعری از شاعر غيور که لسانه کالسيف برنده و تيز است ساليان پيش آورده بودم در اين و-بلاغ. حاليه ديدم که مصداق بيشتری دارد. باز آوردم . حالش را برديد اين کمترين از دعا محروم نسازيد.

اين نيز بگذرد...

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن تاثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدتی این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد
آبی‌ست ایستاده درین خانه مال و جاه این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان خوهم که به نیکی دعای سیف یک روز بر زبان شما نیز بگذرد

 

 

...



حاج مسعودووووووووو

فهرست اعضاي شورا

مشخصات فردي:

نام: مسعود نام خانوادگي: پزشكيان
نام و شغل پدر: محمد علي - كارمند تاريخ و محل تولد: 1333 - مهاباد

ميزان تحصيلات:

دانشگاهي: فوق تخصص جراحي قلب وعروق حوزوي:

محل تحصيلات:

دانشگاهي: دانشگاه تبريز - دانشگاه تهران حوزوي:
آشنايي يا تسلط به زبانهاي خارجي: انگليسي ، آذري ، عربي
تأليف، تحقيق، ترجمه:14 مورد كتاب ومقاله

مشاغل:

قبل از پيروزي انقلاب اسلامي: بنيانگذار انجمن اسلامي دانشكده پزشكي تبريز در سال 1355
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي: رئيس مركز آموزشي ودر ماني شهيد مدني دانشگاه علوم پزشكي تبريز 1373 ، قائم مقام وزير ورئيس دانشگاه علوم پزشكي تبريز 1379-1373 ، معاون سلامت وزير بهداشت ، درمان وآموزش پزشكي 1380-1379 ، وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشکي

نوع عضويت:

سمت:

حقوقي وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشکي
تاريخ عضويت در شوراي عالي انقلاب فرهنگي: 1380-06-31
آدرس پست الكترونيكي: pezeshkian@iranculture.org

...



آخرين جام

ايميل وارده

.......به :مسعود خان پزشکيان يا بعبارتی :برادر عزيز حاج مسعود

سلام. خوش و خرم که نبايد باشی .... چون روزهای آخر است. البته شما و دوستان با آن شاخکهای حسی تان خيلی خوب ميتوانيد تغييررات در راه را حس کرده و جهت داده و در مسير باد موافق قرار بگيريد .... مگر نه اينکه سابقه تان درخشان است. هنوز عکسهای آن برادر خيلی اصلاح طلب در حاليکه اسلحه بدست رفته و در دانشگاه جولان ميدهد در دست هست.

اما بگذريم. کارنامه درخشانتان را هم خودتان خبر داريد که :

۱- فروش سوالات آزمون دستياری. لکه ننگ بزرگ بر دامن تر شما که حالا ديگر از فرط خيسی چکه ميکند....

۲- فقر روز افزون منابع مالی که به يمن دست انداختن جعفر دوستتان بر آنها روز بروز توزيع آنها غير نرمال تر ميشود.

۳- بکار گيری نيروهای بيکفايتی که اغلب متعلق به باند و باندکهای دوستان شما و اکثرا از مشارکتيهای ريز و درشت هستند و در يک کلام انداختن نهاد مسئول سلامت مردم را به ورطه سياست بازی و در آغوش مشتی سياستباز مشارکتی.

۴-....

...



دزدان با چراغ در وزارت بهداشت

...



دكتر هيده و دكتر ژوزف منگله

   وارنر هيده. پزشك نورولوژيست نازي.

  او بين سالهای ۱۹۳۹ و ۱۹۴۲  تئوری كشتن شفقت آميز زندگيهای بی ارزش را  ابداع كرد و با فرمان مستقيم او، پزشكان نازی در ۳۰ اردوگاه مخفی ، دويست هزار انسان بيگناه را به كام مرگ فرستاند.

 

 

 

جوزف منگله

پزشك جنايتكار آلمانی كه علاوه بر جنايت بيشمارش در اردوگاه آشويتز، اولين ابداع گر استفاده از اسيران جنگي، افراد دوارف -كوتوله- و دوقلوها بعنوان محيطهای آزمايشگاهی بود.  تعداد زيادی از قربانيان او موضوع انجام تحقيقاتش بر روی تيفوئيد و سل بودند.

...



پزشکان نازی

Dr. Clauberg; sterilized Jewish women in Auschwitz & Ravensbruk
SS Dr. Fritz Klein under British guard
Nazi doctors perform experiment on Soviet POWs.
Soviet POW, killed during Nazi medical experiment
Josef Mengele; notorious Nazi doctor at Auschwitz
Gypsy woman is subjected to a blood test
Gerhardt Wagner; Nazi physician
Werner Heyde; Nazi head of the Euthanasia Program

...



طب، جنايت، سياست

پزشكان نازي در يونيفرم نظامي

آيا ميدونستين که در دوره حکومت نازيها بر آلمان تعداد پزشکای نازی چندين برابر فی المثل معلمای عضو حزب بوده؟( اکثر اطبای آلمانی از موافقين و بيش از نيمی از پزشکان کشور آلمان عضو حزب nazi  بودند(

يا اينکه در هولوکاست و پاکسازيهای قومی نازيها و فاشيستها و ناسيوناليستهای ژاپني، يه پای کار پزشکا بودن.؟

ميدونيد پزشکای ژاپنی در منچوری از چينی ها بعنوان خوکچه استفاده ميکردن و از بچه ها بعنوان نمونه هايی برای تزريق ميکروبها.....وووو؟

راستی چرا پزشکا با وجود استغنای مالی، اينقدر وارد پروژه های حکومتی- سياسی ميشن؟

آيا اين ريشه در شخصيتهای نارسيسيت و آبسسيوی داره که خيلی بيشتر از ساير مشاغل به اين حرفه رو ميارن، يا اينکه تمايليه که حکام بخاطر جايگاهشون در اجتماع، به استفاده از اونا دارن؟

 

فردا يه چندتا مقاله رو که از سايتهای معتبر پيدا کردم  با

 

 هم جمع ميزنم و نتيجه رو برا تون اينجا ميگذارم.

 

 

...



 

اين مقاله را الان پيدا کردم

پژوهشی درباره احساس زنان خوزستان درباره پزشکان مرد

 

دختران مجرد از برخورد با پزشك مرد و انجام معاينات بدني به شدت دچار تنش روان‌شناختي مي‌شوند

 

ایسنا، 7 خرداد 82

 

افته‌هاي حاصل از يك پژوهش دانشگاهي نشان مي‌دهد: زنان مجرد ديپلم به پايين بيش از مجردين داراي سواد بالا از برخورد با پزشك مرد دچار استرس مي‌شوند.
به گزارش سرويس پژوهش ايسنا، منطقه خوزستان، زبيده جزايري، عضو هيأت علمي دانشكده علوم تربيتي و روان‌شناسي دانشگاه شهيد چمران اهواز، در پژوهشي با عنوان « بررسي نگرش زنان متأهل و مجرد در رابطه با تأثير رواني طبابت پزشك مرد بر روي زنان »، آورده است: بسياري از زنان به دلايل متعدد فرهنگي، مذهبي و كمبود متخصص زن از رجوع به موقع نزد پزشك خودداري مي‌نمايند. به نظر مي‌رسد كه زنان از تعامل با پزشك مرد، تنش روان شناختي قابل ملاحظه‌اي دريافت مي‌كنند و به اين خاطر، پزشك را در جريان سير كامل بيماري خود قرار نمي‌دهند. بدين لحاظ بيماري براي زنان به‌ويژه دختران مجرد و مقيد به اصول ديني، مشكلات خاصي را ايجاد مي‌كند.
نتايج اين پژوهش مي‌افزايد: موضوع طرح انطباق و جداسازي بيمارستانهاي زنانه و مردانه، در صورتي كه مشكلات اجرايي متعدد و اجتناب ناپذيري به بار نياورد، مي‌تواند سطح دل‌مشغولي زنان را نسبت به بيماريهاي خاص كاهش دهد. ضرورت طبابت بيماران زن به دست پزشك كه يك ايده‌آل ديني فرهنگي است نه تنها از جنبه شرعي بلكه از نظر برطرف كردن اضطرابهاي روان‌شناختي زنان و حفظ بهداشت رواني آنها نيز واجد اهميت فراوان مي‌باشد.
هدف از پژوهش حاضر كه در شهر اهواز بر روي ‌‌٢٠٠ زن متأهل و همچنين داراي سواد بالا و پايين صورت گرفته، اين است كه نگرش زنان را نسبت به تأثير منفي رواني طبابت مردان بر روي زنان مورد بررسي و مداقه قرار دهد. بي‌شك شناسايي ديدگاه روان‌شناختي زنان به جامعه پزشكي كشورمان، باعث خواهد شد تا اطباء براي كاهش بار رواني از روي زنان تمهيدات لازم را اتخاذ نمايند.
در اين تحقيق بالغ بر ‌‌٢٠٠ زن متأهل و مجرد در دو سطح تحصيلاتي ديپلم به بالا و ديپلم به پايين كه قريب نيمي از آنها دانشجو و نيمي ديگر كارمندان برخي از دانشكده‌هاي دانشگاه شهيد چمران و علوم پزشكي اهواز بودند به صورت در دسترس (in convenience ) برگزيده شدند. در قدم بعد اطلاعات مورد نياز جهت بررسي نگرش زنان و دختران دانشجو نسبت به ميزان فشار رواني كه جنس مؤنث از برخورد با پزشك مرد و مورد معاينه قرار گرفتن، به‌ آنها دست مي‌دهد؛ به‌وسيله پرسشنامه ‌‌١٨ آيتمي سنجش نگرش مورد ارزيابي قرار گرفت. 
در اين پژوهش علاوه بر بررسي نگرش زنان نسبت به مورد معاينه قرار گرفتن توسط پزشك مرد، به مقايسه ديدگاه زنان متأهل با تحصيلات بالا با زنان تحصيلات پايين پرداخته شده است .
بررسي كلي يافته‌هاي پژوهش تفاوت عمده ميان نگرش زنان مجرد و متأهل نسبت به فشار رواني از برخورد با پزشك مرد را نشان مي‌دهد: دختران مجرد از برخورد با پزشك مرد و انجام معاينات بدني به شدت دچار تنش روان‌شناختي مي‌شوند. به‌طوريكه اين رويه نوعي گرايش سوء ظني را نسبت به پزشكان در آنها رشد مي‌دهد. نگرش زنان متأهل در مقايسه با مجردان نسبت به اعتماد به پزشك بسيار بالاتر گزارش شده است.تلويحات ضمني اين يافته‌ها از جهت درمان و معاينه زنان مجرد براي پزشكان حائز اهميت مي‌باشد، زيرا اين پيشداوري مي‌تواند مشكلات متعددي را براي مراجعات برخي از افراد جامعه به نزد پزشك ايجاد نمايد.
اين تحقيق در ادامه آورده است: تأثير گرفتن نبض بيماران زن مجرد و متأهل توسط پزشك مرد حاكي از آن است كه زنان مجرد به‌طور معني داري بيشتر از زنان متأهل فشار رواني و ناخرسندي گزارش كرده‌اند. تزريق آمپول توسط مرد در ميان هر دو گروه متأهل و مجرد تفاوت را نشان نمي‌دهد. منظور از اين يافته‌ اين است كه شدت نگراني آنها به يك ميزان بالا مي‌باشد.
يكي ديگر از مواردي كه در اين تحقيق مورد ارزيابي قرار گرفت تأثير گرفتن فشار خون از زنان مجرد و متأهل مي‌باشد. شواهد نشان مي‌دهد هر چند كه تفاوت معني‌داري از ابراز نگراني توسط هر دو گروه گزارش نشده است ولي با اين حال زنان مجرد بيش از متأهلين ابراز ناخرسندي كرده‌اند . به نظر مي‌رسد كه گرفتن فشار خون از ديگر معاينات پزشكي كمتر فضاي شخصي زنان را مورد تعرض قرار مي‌دهد.
در اين پژوهش همچنين آمده است: يكي ديگر از دل‌مشغوليها كه بيشتر گريبانگير زنان مجرد است كمبود متخصص زن مي‌باشد. زنان متأهل ميزان كمتري از نگراني رواني درباره كمبود متخصصين زن ابراز داشته‌اند.
بررسي كلي اين پژوهش شواهدي را نشان مي‌دهد دال بر اينكه زنان متأهل از برخورد با پزشك مرد بازداري رواني كمتري دارند. يكي از نكات بسيار جالب توجه اين تحقيق همخواني بسيار بالاي ميان نگرش زنان مجرد و متأهل نسبت به وجود پرستار زن در بخش زنان مي‌باشد. اين نكته از نظر رواني حائز اهميت است زيرا آرامش رواني از عوامل مؤثر و ضروري درمان جسماني به حساب مي‌آيد، بنابراين همسو بودن پاسخهاي آزمودنيها جاي تأمل دارد. پاسخ آزمودنيهاي مجرد و متأهل نسبت به ميزان انطباق امور پزشكي با موازين شرع در ايران اندكي مأيوس كننده است .به عبارتي ‌‌٢٠٠ آزمودني اين پژوهش تنها تا اندازه نسبتا كمي از وضعيت موجود ابراز خرسندي كرده‌اند. اين امر نشان مي‌دهد كه زنان گرايش وافري به انجام امر انطباق در امور پزشكي دارند و از طرفي زنان مجرد به مراتب بيش از زنان متأهل آرزوي انطباق مسايل پزشكي را با احكام شرع دارند.
در بخش ديگر اين پژوهش آمده است: با مقايسه ديدگاه زنان مجرد داراي سواد بالاي ديپلم و ديپلم به پايين ارزيابي‌هايي صورت گرفت. نتايج حاكي از آن است كه در غالب موارد زنان مجرد ديپلم به پايين بيش از مجردين داراي سواد بالا از برخورد با پزشك دچار استرس مي‌شوند. براي مثال در موارد انجام معاينات بدني، تزريق آمپول، گرفتن نبض، كمبود متخصص زن و گرفتن فشار خون زنان داراي تحصيلات پايين نسبت به زنان مجرد با مدرك بالا بيشتر دچار تنش و نگراني روحي مي‌شوند. بنابراين به نظر مي‌رسد كه تحصيلات بالا به نحوي در متقاعد سازي زنان نسبت به طبابت پزشكان مرد دخالت داشته باشد. البته لازم بود تا ميزان گرايش مذهبي زنان نيز مورد ارزشيابي قرار مي‌گرفت تا نقش متغير عقايد در برخورد با پزشك مرد روشن شود ولي متأسفانه به دليل كمبود وقت اين امر مهم ميسر نشد. يكي ديگر از مواردي كه مجردين با مدرك تحصيلي بالا براي رجوع به طبيب بر آن تأكيد ورزيده‌اند مهارت پزشك مي‌باشد در صورتي كه مجردين با مدرك پايين‌تر از ديپلم هم بر مهارت پزشك و هم بر جنسيت او اصرار ورزيده‌اند.
در بخش آخر با بررسي مقايسه‌اي ميان نگرش زنان متأهل با مدرك بالا و زنان متأهل با مدرك پايين ارزشيابي‌هايي صورت گرفت. 
نتايج اين بخش تناقضاتي را ميان دو گروه نشان مي‌دهد براي مثال زنان متأهل با مدرك بالا در مقايسه با زنان متأهل با مدرك پايين در رابطه با معاينات بدني توسط پزشك مرد ناخشنودي بيشتري ابراز داشته‌اند از طرف ديگر در رابطه با تزريق آمپول زنان متأهل مدرك پايين بيش از زنان با مدرك بالا نگرش منفي گزارش كرده‌اند، لهذا اين يافته‌ها تا حدودي ضد يكديگر هستند. از طرف ديگر يك همخواني جالب توجهي ميان پاسخگويي مجردين، متأهلين، مجردين با مدرك بالا و پايين و متأهلين با مدرك بالا و پايين نسبت به نحوه طبابت پزشكان مرد وجود دارد.تمام آزمودنيها معتقدند پزشكان مرد هنگام معاينه بيماران زن بايد از آنها اجازه بگيرند و يا به نوعي هنگام طبابت ورع و حجب نشان دهند و باز هم تمامي آزمودنيها اظهار داشته‌اند كه پزشكان هنگام انجام معاينات بدون آماده‌سازي و بلادرنگ به امر طبابت مي‌پردازند كه اين موضوع براي بسياري از زنان دستپاچگي روحي ايجاد مي‌نمايد . 

...



اعتياد در پزشکان

 

 

سوء مصرف مواد در پزشكان

 ( Substance Abuse Among Physicians )

Translated by : J. Ahmadi, M.D.  -  M. Torabirad
 

 

          اين مسأله فقط نگراني حرفه پزشكي نيست بلكه موضوعي است كه ما را بر آن داشته تا درباره آن به چالش بپردازيم

          به نظر مي رسد پزشكان داراي ويژگيهاي مشخص و مشترك باشند.  دانش پزشكي افراد باهوش ،   با هدف و  با انگيزه را وارد قلمرو خود مي كند، اما براي پزشك شدن ويژگيهايي فراتر از هوش و انگيزه مورد نياز است.

          دكتر لگن گابارد، كارشناس اينگونه امور بر اين باور است كه داشتن وسواس( Compulsiveness )  ويژگي بارز شخصيت يك پزشك است .  البته اينكه همه پزشكان وسواسي هستند اغرار آميز است، اما به طور يقين ، وسواس داشتن ويژگي مهمي  در آموزش پزشكي به شمار مي رود.  وسواسي بودن در بيشتر افرادي كه پزشكي را به عنوان شغل بر مي گزينند، مشاهده مي شود.  خودشيفتگي از ديگر ويژگيهايي است كه ممكن است در كساني كه جذب پزشكي مي شوند افزون تر از ساير مردم باشد.

 آيا پزشكان نسبت به عوام ( ساير مردم ) بيشتر مستعد اعتياد هستند؟ شواهد بسياري ، هر چند غير قطعي، بيانگر ميزان بالاي اعتياد در ميان پزشكان است.

 

عوامل مؤثر در اعتياد پزشكان عبارتند از :

 

1-     خطر شغلي . اعتياد به عنوان يك خطر شغلي براي آن دسته از پزشكاني كه تحت فشار و استرس هستند به شمار مي آيد.

2-     دسترسي آسان به داروها

3-     وسوسه براي خود درماني

4-     درد مزمن

5-     افسردگي

6-     بي خوابي

7-     تنش و اضطراب

8-     هيجان طلبي و كنجكاوي

 

اعتياد به الكل در پزشكان با بالا رفتن سن افزايش مي يابد، در حاليكه در ميان ساير مردم كاهش مي يابد.

تفاوت جنسي در مصرف الكل وجود ندارد.  الگوي مصرف الكل در زنان در آخر دوره تحصيل دانشكده پزشكي تقريبا” مشابه الگوي مصرفي در مردان است.

                   بارزترين عامل قابل پيش بيني مصرف الكل در پزشكان و نيز ساير مردم، پيشينه خانوادگي مصرف الكل است.

                  

متداولترين سوء مصرف دارو در ميان پزشكان،  اپيوئيد( Opioid )  است كه معمولا” براي خود درماني دردهاي مزمن آغاز مي شود.  مپيريدين( Meperidin )  اپيوئيد انتخابي در گذشته بود.  اما هم اينك فنتانيل( Fentanyl )  اپيوئيد انتخابي مورد سوء مصرف در پزشكان است.  فنتانيل شبيه مپيريدين است اما قدرت كاهش درد آن هزار برابر ديمرول ( Demerol )  و 80 تا 100 برابر مورفين است.  خواص ضد درد و آرامش بخش فنتانيل بسرعت ظاهر مي شود.  تأثير اين دارو در بدن كوتاه مدت است.  براي معالجه دردهاي مزمن، فنتانيل در داخل پوست تزريق مي شود.

 

                   اعتياد ممكن است با خود درماني شروع شود، اما بندرت باعث حل مشكل اساسي مي شود و به طور كلي اعتياد سبب افزايش مشكلات مي شود.

                   جامعه از پزشكان توقع دارد كه افرادي واقع گرا و صبور باشند.  مردم از پزشكان انتظار دارند كه احساساتشان را نشان ندهند،  حتي احساساتي مانند نگراني ، ناكامي، ترس و يا هراس، اين گونه برخورد با احساسات ممكن است در زندگي شخصي پزشكان تأثير منفي و مضر بگذارد.  دكتر آبراهام تورسكي اين مسأله را به صورت زيبايي در كتابش نشان داده است.  ” اين مسأله براي پزشكان نيز اتفاق مي افتد. احساسات جنبه عقلاني پيدا ميكند و منطق جايگزين اشكها و لبخندها ( احساسات ) مي شود. ”  اينگونه خطرات شغلي سبب تقويت ويژگيهاي شخصيتي ياد شده مي شود.

                   پزشكان مايل هستند كه وجود بيماري را در خوشان انكار كنند، ” پزشكان از بدترين بيماران به شمار مي آيند. “ بهمين علت است كه دردها و بيماريهاي پزشكان ممكن است در ابتدا توسط يك همكار كشف شود.  نگراني، افسردگي و ديگر ناهنجاريهاي رواني پزشكان بندرت تشخيص داده مي شوند و بسيار بندرت درمان مي شوند.

                   انكار بيماري يا كوچك شمردن بيماري باعث خود درماني مي شود كه خود آسيب پذيري بيشتري را در پي دارد.  يكي از جنبه هاي خطرات شغلي پزشكان دسترسي به دارو است .  در پزشكان آسيب ديده و بيمار، مصرف الكل ، قرصهاي خواب آور، داروهاي درد زدا و انرژي زا بسيار رايج است.  اعتياد به الكل يا داروها سرانجام باعث از دست دادن كار، آزادي و حتي زندگي مي شود مگر اينكه كسي به او كمك كند.

 

 

 

راه حل :

 

چه كسي يك شفا دهنده آسيب ديده ( پزشك ) را درمان مي كند ؟

 

                   انكار اعتياد و يا بيماريهاي رواني تنها از سوي يك پزشك آسيب ديده صورت نمي گيرد.  اين عدم پذيرش ممكن است از سوي همكار، مؤسسه، خانواده پزشك و يا حتي جامعه صورت گيرد.  پس چه كسي بايد اقدام كند؟  بهترين اقدام براي درمان پزشكان آسيب ديده مي تواند از سوي مؤسسه أي ويژه صورت گيرد.  هر بيمارستان بايد داراي يك هيئت ويژه بازبيني و تجديد نظر براي درمان پزشك آسيب ديده باشد.  اين هيئت مي تواند با فرد فرد پزشكاني كه مشكوك به سوء مصرف دارو و الكل و يا داراي نشانه هاي بيماري رواني هستند گفتگو كند.  در صورت مشاهده مشكل و با ارائه مدرك، از پزشك در خواست خواهد شد كه در صدد معالجه بيماري خويش برآيد.  در اين صورت پزشك مجبور مي شود راه درمان را جستجو كند و تا زماني كه نظام پزشكي سلامت رواني او را تأئيد نكند، حق طبابت و ديدن بيمار را نخواهد داشت.

                   خوشبختانه با تشخيص بهنگام و شروع درمان ، بازپروري كامل امكان پذير خواهد بود و به اين ترتيب مي توان به بيش از 80 درصد از پزشكان آسيب ديده و بيمار كمك كرد.

                   به منظور از ميان بردن استرس شغلي پزشكان، راهكارهاي زير پيشنهاد مي شود :

 

1-  خود را به عنوان فردي كه مستعد بيماري و آسيب پذير است در نظر بگيريد و در نظر داشته باشيد كه به هنگام سختي در زندگي، نياز به كمك داريد.  اگر خود را فوق بشر تصور كنيد در بحرانهاي زندگي دچار درد مضاعف خواهيد شد.

2-  بكوشيد تا سرگرمي تان در زندگي اموري غير از پزشكي باشد.  هر چند پزشكي شغل شماست اما تلاش كنيد تا زندگي تان محدود به امور پزشكي نباشد.

3-     بودن با خانواده و گذراندن وقت با آنها، نوش داروئي است كه فشار ناشي از شغل پزشكي را مي كاهد.

4-     داشتن دوستي كه بتوانيد او را در زندگيتان سهيم كنيد و با او مشورت كنيد بسيار لازم است.

5-     ورزش بايد بخش مهمي از زندگيتان را تشكيل دهد.  بايد به ورزش مورد علاقه خود اولويت و برتري بيشتري بدهيد.

6-  هنگامي كه بحرانهاي زندگي شما را خسته و فرسوده مي كنند، با شخصي كه در آن زمينه متخصص است مشورت كنيد.  به ياد داشته باشيد كه به آنچه كه به ديگران نصيحت كرده ايد، خود نيز عمل كنيد.  اين موضوع را فراموش نكنيد كه دوستي صميمي گزينش كرده و به او اجازه دهيد در امور بسيار خصوصي و محرمانه و شخصي، مشاور شما باشد.

7-  به شرايط و موقعيتهايي كه فعاليتهاي حرفه أي و تخصصي شما را مي كاهند و يا خلاقيت شما را محدود مي كنند، توجه كافي داشته باشيد.

 

...



اينو ببينين....

از اين چی ميفهمين؟ کامنت بدين

 

شعاري از گاندي: معني شو شما بگين!

...



چگونگی ما شدن ما....

مطلب زير رو بارها ديدم خوندم و لذت بردم تا اينکه امروز فکر کنم وبلاگ نويسنده شو پيدا کردم. بدون هيچ جرح وتعديلی براتون نقلش ميکنم:

چگونگي “ما شدن ما“ تاريخي دراز دارد . “ما“ دوهزار و اندي سال بيشتر قدمت دارد . ”ما” در سرزميني خشك زاده ست . اين سرزمين تقريبا هيچگاه با همنشينانش سر مهرباني نداشته است . اما همين خشك-سرد مرز به قياس همسايگانش فردوس بود . همانها كه هنگامي كه سپاه يزدگرد را تاراندند ، خود را در پرديس موعود انگاشتند . چنين شد كه ساكنان آن چند دشت كه از درياي روم تا هند و از صحراهاي تازي تا زمينهاي اقوام وحشي شمال گسترده بود ، “سرزمين مجوسان" را گل سرسبد جهان مي‌انگاشتند . آري جهان متصور آنروز ، لااقل آن قسمت روشنش ، “ ايران“ را نهايت يك كشور مي‌دانستند . و او به راستي هم چنين بود .
زمان گذشت ؛ چشمان نزديك‌بين بشر سويي بيشتر يافت . هزاره‌ها كه گذشتند ، زمان ، مه خوابيدهء روي جهان را بيش و بيش كنار زد : اقوام جديد ، مفاهيم نو زادند و افقهاي جديد . اما همان حصارهاي طبيعي كه گاه به گاه ما را از دشمنان مصون داشته بودند ، ما را از تهاجم “نو“ هم بركنار داشتند . البته آن “قلعهء مستحكم“ ديگر را نبايد فراموش كرد ؛ اسلام را مي‌گويم .
”ما”ي امروز ما يك “ما“ي خيال‌پرداز است . همان دخترك پير است با موهاي سپيد كه جنگ با زمان موهاي سپيدش را از وراي سالها ، به كودكيش پيوند داده است . تسكين سالهايش ، اشعاريست كه در طول زمان ، به تسلاي دل افسرده ساخته است . چنين است كه ادبيات ما ، منهاي خيام ، همان پير دختر ناتوان است كه به كنجي كز كرده و ناله مي‌كند . مذكرهاي ما هم حتي سيمايي مفعولانه دارند : مجنون را مي‌گويم .
وطن‌پرستي با “ما“ آميخته‌ست . شايد هيچگاه “ايرانيت“ ما از “عشق به ايرانيت“ ما قابل شناخت نباشد . چنين است كه بيش از آنكه خود بشناسيم ،" مفتون" خوديم . عاشقيم به ايرانيت . همچون هر عاشق ديگر چشمانمان بسته است . اما اين عشق از كدامين كوچهء سرنوشت گذر كرد و در دامان ما افتاد؟! ما چگونه ”مفتون” خود شديم ، و چگونه مفتونانه از نگرش به خود بازمانديم؟
تاريخ دراز، پادشاهان بسيار، جنگهاي بي‌پايان . غوغاي غذا ، زمين ، آب ؛ حرص . حرص بي‌پايان ارتشتاران به زمين ، به پيروزي ... بازو براي شمشير زدن ؛ چشم براي ديده‌باني، ايمان براي استواري . هر سالاري اين ساده‌‌ترين آجرهاي ساختار جنگ را مي‌شناسد . لشگر باايمان در غرقاب خون و عرق ، گرسنگي ، تمسخر زخمها بر پوست ، بر لشگر پرطمطراق پيروز تواند شد . هر سالاري اين ساده‌ترين حيلهء ذهن را مي‌شناسد . بيش از دو هزار و اندي سال “ عشقِ به زمين“ را در گوش فرهنگ ما خوانده‌اند . هميشه آن رهبر فرزانهء سردمدار اين آواز، همان سالار حريص بي‌ايمان بوده است.اين حيلهء ديرپاي ، امروز هم حتي در نيمروز روشن تاريخ، سادگان بسياري را به دهان مرگ مي‌اندازد؛ آن دهان مخوف كه بر دروازه‌هاي كوچه‌هاي اوين مي‌گشايد و نهايت روده‌هايش به زمينهاي بي‌نام خاوران ختم مي‌شود.
و ما، سلولهاي سازندهء اين “ما“، بيش از آن كه مستحق تمسخر باشيم ، مستحق تمسخريم : ما جماعت نخبه كشيم . به “عامه“ گرايش داريم نه به برجستگان . برجستگان اين جماعت، زيانكارترين‌ها بوده اند . هميشه آن‌كه بر صدر نشسته است ، مستحق براندازيست ؛ ما چنين سرود مي‌خوانيم .
ما آكنده از تناقضيم : شاه مي‌كشيم و روياي پادشاهي در سر مي‌پروريم . چنين است كه واژه‌هاي انساني وارده از دنياي نو ، در دستان ما قلب مي‌شود . از “مردم‌سالاري“ شمشيري مي‌سازيم براي كشتن “مردمان“، كوبيدن “مردمان“ . “دانستن“ حق مردم است تا آن‌هنگام كه دشمن من را بي‌آبرو مي‌كند. دانستن را به پستوي خانه، من چه ‌كار ؟ آنهنگام كه سخن از “آزادي بيان و انديشه“ مي‌كنيم ، اشك در چشمانمان حلقه مي‌زند ؛ آري من “بيان“ تو را فقط آن‌هنگام كه با من هم‌آوازي “آزادانه“ مي‌خواهم . اينها همه نشانهء انباشت درسهاي نخواندهء بسيار براي آن دخترك پير مانده است كه وقت شريف را در انديشه‌هاي لاجوردي در پستوي نمور پشت ديوارها ، ارزان فروخته است.
حكايت بسيار ساده‌تر از اين حرفهاست ؛ يك معادلهء بسيار آسانِ “احتمال“ نطفه مرا در اين چهارچوب جغرافيايي به هم آورد ؛ فرهنگِ دست‌ساخت پادشاهان ، مرا “ پادشاهي“ كوچك در درون ساخت . شهنشهي كه دستش از تخت كوتاه است وگرنه رموز شهوانيت و فراموشي عقلانيت را خوب مي‌داند . چون به زير تخت بودم نه به روي آن ، “وطن‌پرست“ شدم : سيل خروشان لشگريان همسايه ، ديواري از گوشت و احساس و استخوان مي‌خواهد...
و ما كه به “بي‌اختياري“ تمام به دور هم گرد آمده بوديم ، “ما“ شديم .

 رضا ساتراپ 22 اکتبر 2002

...